علم خداوند:الف:علم به آینده (و مسئله قضا و قدر) :
بعضی معتقدند که خداوند از ازل به همه حوادث ریز و درشت آینده جهان و انسان علم و آگاهی داشته و دارد زیرا که لازمه عدم آن ، ثبوت جهل در مورد خداست .در پاسخ باید گفت که اگر علم و اراده و تقدیر ،امری ازلی و غیر حادث باشد در این صورت خداوند موجودی غیر مختار تعریف خواهد شد.بنابراین ما می گوییم که اولا اراده و تقدیر ، حادث و غیر ازلی است و ثانیا چنین نیست که همه امور و حوادث، دارای تقدیر از پیش تعیین شده باشند.خداوند مانند حاکم مملکتی است که بعضی برنامه ها و مقدرات را برای آینده کشور و مردم خود رقم زده است و این مقدرات نیز در امور خاص،مهم و کلی اند .خداوند برای تک تک امور انسانها و جهان تقدیر و تعیین ندارد وثانیا او تنها عالم به اموری از آینده است که خود از قبل برای انجام یا وقوع آنها تصمیم گیری کرده است. پس اینگونه نیست که مثلا خدا بداند که ما انسانها فردا چه می خوریم و چه می پوشیم و کجا می رویم،چون این ندانستن نقص نیست بلکه خود ،لازمه مختار بودن انسان است. بنابراین جا دارد که بگوییم انسانهای معمولی حتی یک تقدیر نیز برای آینده خود از سوی خدا ندارند. اگر آینده را مانند یک صفحه در نظر گیریم باید گفت که تنها کمتر از یک هزارم این صفحه توسط خداوند نوشته شده است و باقی آن کاملا خالی است.اگر خداوند تقدیری را برای آینده رقم زده باشد قطعا دانا به مقدرات خویش است ولی اگر چیزی را مقدر نکرده باشد وصفحه تقدیر ، سفید وخالی باشد اینجا مسئله،سالبه به انتفاء موضوع است، یعنی اصلا موضوعی وجود ندارد که خدا نسبت به آن جاهل باشد(همچنین است عدم علم نسبت به تصمیمات آینده).بنابراین نفس معلوم نبودن فعل آینده خدا نزد او ،خود جزو طبیعت "فعال لما یش
برچسب:
نویسنده: سارا افشاری
تاريخ: سه
شنبه
7 آذر
1402 ساعت: 13:38